ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

107

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

به استثناى باقى شهرهايى كه در دست مسلمانان است . امير آقسنقر برسقى ، تا وقتى كه زنده بود ، با دليرى و مردانگى و جهانديدگى و كار آزمودگى كه داشت و فرمانبردارى و اطاعتى كه لشكريان از وى مىكردند مىتوانست كه از دشمنىها و گزند و آسيب فرنگيان جلوگيرى كند . اما از وقتى كه او به قتل رسيده ، حرص و طمع فرنگيان براى دست اندازى به شهرهاى مسلمانان زياد شده است . پسر او نيز كودك خردسالى است . براى فرمانروائى در آن شهرها ناچار بايد مردى را برگزيد كه دلير و با شهامت و بصير و با تجربه باشد . « كسى لازم است كه بتواند آن نواحى را حفظ و حمايت كند

--> [ ( - ) ] و در مدتى كه آنان به انتظار اجازهء يوسف براى ورود به داخل مصر در آنجا ماندند ، براى خود سايبان و عريشى ساختند تا از گرماى آفتاب در امان باشند ( چون عريش به معنى سايبان است ) لذا بدين نام شهرت يافته است . گويند فاصلهء آن تا وراده ( به فتح واو و تشديد راء ) سه فرسخ است . و در وصف آن نوشته‌اند كه شهرى است بزرگ و مهم ، و در روزگار فرعون جزء حرس مصر بود و آن آخرين شهر از اعمال مصر است كه به شام متصل مىباشد . والى « جفار » حكومت آن را بدست دارد و مقر وى نيز در اين شهر است . عريش را دو مسجد جامع و دو منبر است . هواى آن سالم و خوش و آب آن شيرين و گوارا است . در آن بازارى است بزرگ و نخل‌هاى بسيار دارد . و انواع خرما و انار در آن جا به عمل مىآيد . و تاجران و سوداگران را نمايندگان و وكلائى در اين شهر مىباشد . اهالى اين شهر از بنى جذام هستند . فاصلهء شهر تا هر يك از دو چاه ابو اسحاق شش ميل است و نيز با هر يك از شجرتين ( كه اولين اعمال شام است ) و بر مكيه و رفح شش ميل فاصله دارد . ( لغتنامهء دهخدا )